كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

782

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

نمودند كه ركاب عالى عبور ننمايد و آن سخن محل قبول يافته فرمان فرمود كه امير سيد خواجه و جهانملك و ديگر دلاوران از آب گذشتند و بندگى حضرت به طرف بالاآب عازم تغلغ‌پور بود . ناگاه خبر آمد كه در پايان آب غلبه‌اى عظيم از هندوان جمع شده‌اند . آن حضرت امراى تومان مثل على سلطان تواجى و امير مبشر و ديگر بهادران را با پنج هزار سوار فرمود كه عازم آن طرف شدند و رايات نصرت آيات برقرار متوجه تغلغ‌پور بود و در آن ولا ، در بازوى همايون اندك نفخى ظاهر شده موجب ملالت مزاج شريف شد و ذاتى كه سلامتش سبب استقامت عالم است از منهاج اعتدال عدول نمود . و در اين اثنا ، خبر آمد كه گبران بسيار بر چهل و هشت كشتى سوار بر روى دريا مىآيند هريك پاره كوهى از دريا به ابر پيوسته يا زنده پيلى برآشفته و در نيل جسته . آن حضرت ، از حرص جهاد و شره به محاربهء اهل شرك و عناد ، سوار شده آن درد و ملالت به كلى زايل شد و آن بحر مكرمت به كنار آب آمد و جمعى مجاهدان به مقاتلهء گبران نهنگ‌آسا خود را در آب انداختند و چون ماهى شناور شده روى به جنگ آوردند و بعضى پايان آب گرفته تيرباران كردند و گبران به معارضه سپرها در سر كشيدند و تير مىانداختند و از طرفين . مصرع آتش پيكار برافروختند و از مقابله و مقاتلهء مجاهدان دين‌دار و تيره‌رايان كفار صورت مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ « 1 » آشكارا شد و جمعى اسب در آب انداخته به شناه به كشتيها رسيدند و دست بر لب كشتى زده دلاورانه درآمدند و بيشتر كشتيها را گرفته هندوان را به قتل آوردند و باقى هندوان ده كشتى بر هم بسته هم پشت شدند و مجاهدان سعادت شعار در كشتيهاى كفار كه گرفته بودند درآمده متوجه هندوان گشتند و از طرفين خون چون موج دريا در جوش آمد .

--> ( 1 ) . سورة الرحمن 19 .